u محبت اهل بيت،نعمت ولايت ،عزت و شهادت

بر [شمار] برادران خود بيفزاييد ؛ زيرا هرمؤمني را در روز قيامت، شفاعتي است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 2179

:: بازديدهاي امروز :7

:: بازديدهاي ديروز :2

vدرباره خودم

محبت اهل بيت،نعمت ولايت ،عزت و شهادت

محب اهل بيت[65]
عشقم اهل بيت است و بس امانسبت به جامعه خودم هم بي تفاوت نيستم وبراي پيروي از ولايت و تداوم راه شهدا از هيچ کاري دريغ نمي کنم خوشحالم که نوکري اهل بيت را مي کنم وخوشحالم که در خط شهدا قرار دارم يعني پيرو امام و رهبر

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

يعسوب
نحل
ماهنامه فرهنگی طلوع
عطر ياس
ستاد راهيان نور
دل نوشته يک بسيجي
کانون فرهنگي محبان المهدي

v لوگوي وبلاگ دوستان





vمطالب قبلي

ویژه شهادت امام محمد باقر-علیه السلام [7]
ویژه نامه عرفه 86 [6]
ویژه ولادت مسیح 86 [5]
ویژه ولادت امام هادی-علیه السلام 86 [5]
ویژه عید سعید غدیر خم 86 [5]
ويژه ايام محرم [5]
اهل بيت [12]
ويژه شهادت پيامبراعظم امام حسن وامام رضا عليهم السلام [5]
ويژه انتخابات مجلس هشتم [4]

vوضعيت من در ياهو

يــــاهـو

vآهنگ وبلاگ

!   + شهادت امام محمد باقر-عليه السلام تسليت

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:48 صبح

چند روزي نيستم که سر به وبلاگ بزنم ان شاء الله بعد از اينکه از سفر اومدم مطالب زيبايي در مورد عيد سعيد غدير خم ارائه خواهم داد در روز عرفه وامروز که روز شهادت امام باقر-عليه السلام است از همه شما التماس دعا دارم و مي خواهم که من را نيز از دعاي خير خود در اين ايام بي بهره نگذاريد
يا علي مدد


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + در سوگ امام باقر-عليه السلام 6

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:40 صبح

در رثاء و سوگ باقر (عليه السلام)


امام باقر عليه السلام


































شيعيان از چيست دل‎ها در غم است هر کجا بينى عزا و ماتم است
عرشيان را از سر افتاده ست تاج گوئيا ماتم به عرش اعظم است
مصطفى را در جنان حزنى عجيب انبيا را سر به زانوى غم است
آسمان در نوحه و سوگ و عزاست گوئيا محزون تمام عالم است
گوش کن تا بشنوى صوت ملک نوحه‏ عرش الهى اين دم است
باقر آل نبى مسموم شد قامت صادق از اين ماتم خم است
شيعيان در ماتم آن مقتدا خون اگر ريزند از چشمان کم است
از جفاهاى هشام بى حيا اشک غم در ديده‎‏هاى آدم است
تربت باقر ز رفعت در بقيع دردمندان را شفا و مرهم است
در رثاء و سوگ باقر اى "قدير" خامه درکش چون بيانت اَبْکم است


 



" قدير "


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + در سوگ امام باقر-عليه السلام 5

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:37 صبح


وصيت امام باقر عليه السلام


امام باقر عليه السلام


شيخ کلينى در کتاب کافى به سند خود از امام رضا عليه السلام روايت کرده است که امام باقر عليه‎السلام به هنگام احتضار فرمود: هنگامى که بدرود حيات گفتم زمين را برايم بشکافيد و قبرى مهيا کنيد پس اگر به شما گفتند براى رسول خدا لحد بوده است، تصديق کنيد.


نگارنده: اين فرمايش بدان دليل بوده است که امام باقر عليه السلام شکافتن زمين را از برخى جهات بهتر مى‏دانسته اگر چه فضيلت لحد بالاتر بوده است.


کلينى به سند خود از امام صادق عليه السلام نقل کرده است که فرمود: پدرم هر آنچه از کتب و سلاح و آثار و امانات انبياء در نزد خود داشت، به من به وديعت ‏سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرا رسيد به من گفت: چهار شاهد فرا بخوان. من چهار تن از قريش را دعوت کردم که يکى از آنان نافع مولاى عبدالله بن عمر بود. پس به من فرمود: «بنويس اين چيزى است که يعقوب فرزندانش را بدان وصيت کرد که اى فرزندانم، خداوند دين را براى شما برگزيد، پس نميريد مگر آن که تسليم رضاى خداوند باشيد.»


و وصيت کرد محمد بن على به جعفر بن محمد و به وى فرمان مى‏دهد که او را به جامه بردى که هر جمعه در آن نماز مى‏خواند کفن کند و عمامه‏اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوشه و با فاصله چهار انگشت از زمين بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهاى کفن او را باز کند.


سپس به شهود فرمود: بازگرديد خداوند شما را رحمت کند!


امام صادق عليه السلام گفت: به پدرم گفتم: اى پدر! در اين وصيت چه بود که بر آن شاهد طلب کردى؟ فرمود: پسرم! خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخيزند به اين بهانه که به تو وصيت نکرده‏ام و مى‏خواستم بدين وسيله حجت و دليلى براى تو قرار داده باشم.


در حقيقت امام مى‏خواست به اين وسيله همگان بدانند که جعفر بن محمد عليهماالسلام، وصى و جانشين و امام بعد از اوست.


کلينى در کافى به سند خود از امام صادق عليه السلام روايت کرده است که فرمود: پدرم روزى در ايام بيماريش به من گفت: پسرم گروهى از قريشيان ساکن مدينه را بدين جا فراخوان تا آنها را گواه بگيرم. من نيز چنين کردم. پس امام در حضور آنان به من فرمود: اى جعفر هنگامى که من دنيا را وداع گفتم مرا بشوى و کفن کن و قبرم را چهار انگشت ‏بالاتر از زمين قرار ده و بر آن آب بپاش. چون گواهان رفتند به پدرم عرض کردم: اگر مرا (در خلوت هم) به اين کارها امر مى‏کردى، انجام مى‏دادم. چرا خواستى تا عده‏اى را به عنوان شاهد به نزدت بياورم؟ فرمود: پسرم مى‏خواستم با تو نزاع نکنند. (يعنى در امامت و خلافت از پس من با تو نزاع نکنند و بدانند که تو وصى منى) .

کلينى در کافى به سند خود از امام صادق عليه السلام نقل کرده است که فرمود: پدرم در وصيتش نوشته بود که وى را در سه جامه کفن کنم. يکى رداى جمره‏اى او بود که در روز جمعه با آن نماز مى‏خواند و دو پيراهن ديگر . پس به وى عرض کردم: چرا اينها را مى‏نويسى؟ فرمود: مى‏ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگويند او را در چهار يا پنج جامه کفن کن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه خودم را بر سرم قرار بده و البته عمامه را جزو کفن محسوب مکن بلکه عمامه از چيزهايى است که بدن را به آن مى‏پوشانند.


شيخ کلينى در کافى به سند خود نقل کرده است که امام باقر عليه السلام وصيت کرد که هشتصد درهم براى برگزارى مراسم سوگوارى او اختصاص دهند و اين کار را از سنت مى‏دانست. زيرا پيامبر مى‏فرمود: براى خاندان جعفر طعامى فراهم آريد، آنان نيز به وصيتش عمل کردند.


 


منبع:


کتاب سيره معصومان، ج 5، ص 45، سيد محسن امين، ترجمه: على حجتى کرمانى .

کتاب سوگنامه آل محمد صلي الله عليه و آله .


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + در سوگ امام باقر-عليه السلام 4

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:36 صبح


مهدويت در کلام امام محمد باقر عليه السلام


امام محمد باقر عليه السلام


بيشترين روايات و اخباري که در زمينه معارف ديني و اسلامي به ما رسيده است، از جانب امام باقر و امام صادق عليهماالسلام بوده است زيرا در دوره آن امامان بزرگ فرصتي مناسب فراهم گشت تا آنان بتوانند ظرائف و نکات دقيق ديني را براي هدايت بشريت ارائه نمايند از جمله اموري که در سخنان و گفتار امام باقر عليه السلام به طور کامل مورد تبيين قرار گرفته است، مساله مهدويت مي‎باشد که به جلوه‎هايي از آن اشاره مي‎نماييم:


 


تسلط کامل حضرت مهدي (عج) بر عالم


بي شک نمي‎توان حکومت مهدوي را محدود در يک گوشه خاص جهان نمود و حضرت مهدي ارواحنا فداه را به يک نژاد خاص مربوط کرد بلکه آن حضرت متعلق به تمام عالم مي‎باشد و دولت و حکومت وي بر تمام جهان مي‎باشد چنان چه قرآن کريم سيطره آن حضرت را بر تمامي زمين مي‎داند و مي‎فرمايد: "ان الارض يرثها عبادي الصالحون"(1)؛ زمين را بندگان شايسته به ارث خواهند برد که امام باقر عليه‎السلام در ذيل اين آيه مي‎فرمايند: «اين افراد (صالحون) همان ياران مهدي(عج) در آخرالزمان خواهند بود.» (2)

و در جاي ديگر فرمودند: گويا ياران حضرت مهدي را مي‎بينم که بر خاور و باختر گيتي مسلط شده‎اند و هيچ چيز در عالم نيست مگر آن که از آنان فرمان مي‎برد."(3)


 


ايجاد اقتصادي سالم و مفيد در جامعه بشري


عدم برنامه‎ريزي صحيح، ويژه‎خواري، تبعيض و ... از اموراتي هستند که زندگي رفاهي و معيشتي دنيا را فلج مي‎کند و راه يک زندگي متعادل و سعادتمندانه را براي تک تک افراد از ميان برمي‎دارد. به طور حتم اگر منابع و ثروت‎هاي خدادادي با يک برنامه‎ريزي صحيح و همچنين مديريتي متعهد و کارآمد در کليه جوامع تقسيم گردد شاهد اقتصادي با برکت و با بازدهي کلان خواهيم بود و اين رويه در حکومت حضرت مهدي(عج) به طور کامل محقق خواهد شد. در آن دولت کريمه، هر نيازمندي به آمال و حوائج خود خواهد رسيد و آن حضرت چنان بذل و بخشش به افراد جامعه مي‎نمايد که حتي پيامبران گذشته چنين کاري را نکرده‎اند و کار به جايي مي‎رسد که ديگر کسي يافت نمي‎شود که بتوان به او کمک کرد و همه مردم به تمکن مادي و اقتصادي سرشاري دست خواهند يافت.

امام باقر عليه السلام در اين باره چنين فرمودند: «حضرت مهدي(عج) در سال دو بار به مردم مال مي‎بخشد و در ماه دو بار امور معيشت به آنها مي‎دهند. تا نيازمندي به زکات باقي نماند . صاحبان زکات زکات خود را نزد فقراء مي‎آورند ولي آنها نمي‎پذيرند. پس آنها زکات خويش را در کيسه‎هايي قرار مي‎دهند و در اطراف خانه‎ها مي‎گردند تا محتاجي پيدا کنند ولي مردم بيرون مي‎آيند و مي‎گويند: ما احتياج به پول شما نداريم. سپس آن حضرت چنان دست به بخشش اموال مي‎زند به طوري که تا آن روز کسي اين چنين بخشش اموال نکرده باشد.» (4)


آن حضرت در جايي ديگر در مورد بهبود وضع معيشتي اجتماع و مردم چنين مي‎فرمايند: «همه اموال جهان در نزد مهدي (عج) گرد مي‎آيد آنچه در دل زمين است و آنچه بر روي زمين است آن گاه مهدي (عج) به مردم مي‎گويد: بياييد و اين اموال را بگيريد اين‎ها همان چيزهايي است که براي به دست آوردن آنها قطع رحم کرديد و خويشان خود را رنجانيديد خون‎هاي به ناحق ريختيد و مرتکب گناهاني شديد.» (5)


 


رشد عقلي و تکامل معرفتي بشريت


يکي از آرمان‎هاي عظيم انبياء الهي گسترش علم و معرفت در ميان مردم بوده است، عقلانيتي که در پرتو آن بتوان به سعادت و پيشرفت کاملي دست يافت. چنان چه حضرت اميرالمومنين مي‎فرمايند: « خداوند به سوي مردم پيامبران را فرستاد تا فطرت آنان را بيدار نمايند و نعمت‎هاي فراموش شده را به آنها تذکر دهد و با آنان اتمام حجت نمايد و نيروهاي پنهاني و عقول آنان را باور نمايد.» (6)

از برنامه‎هاي اصلي حضرت مهدي نهادينه کردن فرهنگ تعليم و تربيت ديني و اسلامي و عقل محوري در ميان مردم مي‎باشد و ظرفيت علمي و معرفتي آنان را به حد کمال خواهند رسانيد. اين مطلب را در حديثي از امام باقر عليه السلام چنين مي‎خوانيم: «قائم ما به هنگام قيام نيروهاي عقلاني مردم را تمرکز مي‎دهد و منت الهي خويش را بر سر مردم خواهد گذاشت و خردها و دريافت‎هاي عقلي را به کمال مي‎رساند و دانش آنان را گسترش مي‎دهد.» (7)


در حکومت عدل جهاني ديگر ضعف و خلاء فکري و معرفتي وجود ندارد و ريز و درشت اجتماع از منابع سرشار علمي و عقيدتي سيراب مي‎شوند و حتي زنان خانه‎دار نيز از آن بي‎بهره نمي‎مانند. امام باقر عليه السلام در اين باره فرمودند: «در زمان حکومت مهدي (عج) به همه مردم حکمت و علم مي‎آموزند تا جائي که زنان در خانه‎ها با کتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت مي‎کنند. قرآن کريم حضرت مهدي را به آب گوارايي تشبيه مي‎کند و مي‎فرمايد: «قل ارايتم ان اصبح ماءکم غورا فمن ياتيکم بماء معين» (8) ؛ اگر آب حيات شما در زمين فرو رود چه کسي آن آب روان را براي شما خواهد آورد؟ که امام باقر عليه السلام در حديثي زيبا اين آب گوارا را به وجود مقدس حضرت مهدي و گسترش علم و معرفت و کمال در ميان بندگان خدا تاويل مي‎نمايند و هم چنين مي‎فرمايند: «اين آيه در باره امام قائم نازل شده است يعني کيست که امام شما را آشکار کند که شما را از آسمان و زمين آگاه سازد و از حلال و حرام و آمين خدا مطلع کند.»(9) اميد است که خداوند متعال همه ما را از دوستان و ياران آن حضرت در غيبت و ظهورشان مقرر فرمايد.


 


پي‎نوشت‎ها:


1- قرآن کريم، انبياء 105.

2- تفسير مجمع البيان، ذيل آيه 105 انبياء .


3- موعود امام مهدي، کتاب سوم، ص 452 .


4- بحارالانوار، ج 52، ص 39 .


5- غيبت نعمائي، ص 237.


6- نهج البلاغه، 33.


7- بحارالانوار، ج52، ص 236.


8- قرآن کريم، ملک 30.


9- کمال الدين، ج1، ص 325.


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + در سوگ امام باقر-عليه السلام 3

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:33 صبح


آيا حق با علي عليه السلام بود؟


 


امام علي عليه السلام


«عبدالله بن نافع» از دشمنان اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام بود و مى‎گفت: اگر در روى زمين کسى بتواند مرا قانع سازد که در کشتن «خوارج نهروان» حق با على بوده است من به او روى خواهم آورد. اگر چه در مشرق يا مغرب بوده باشد.


به عبدالله گفتند: آيا مى‎پندارى فرزندان على عليه السلام نيز نمى‎توانند به تو ثابت کنند؟ گفت: مگر در ميان فرزندان او دانشمندى هست؟


گفتند: اين خود سند نادانى توست! مگر ممکن است در دودمان حضرت على عليه السلام دانشمندى نباشد؟! پرسيد: در اين زمان دانشمندشان کيست، امام باقر عليه السلام را به او معرفى کردند و او با ياران خويش به مدينه آمد و از امام تقاضاى ملاقات کرد. امام به يکى از غلامان خويش فرمان داد بار و بنه‎ى او را فرود آورد و به او بگويد فردا نزد امام حاضر شود.


بامداد ديگر عبدالله با ياران خويش به مجلس امام آمد و آن گرامى نيز فرزندان و بازماندگان مهاجران و انصار را فرا خواند و چون همه گرد آمدند امام در حالي که جامه‎اى سرخ‎فام بر تن داشت و ديدارش چون ماه فريبنده و زيبا بود فرمود:


سپاس ويژه خدايى است که آفريننده زمان و مکان و چگونگى‎هاست حمد خدايى را که نه چرت دارد و نه خواب آنچه در آسمان‎ها و زمين است ملک اوست. گواهم که جز «الله» خدايى نيست و «محمد» بنده‎ى برگزيده و پيامبر اوست، سپاس خدايى را که به نبوتش ما را گرامى داشت و به ولايتش ما را مخصوص گردانيد.


اى گروه فرزندان مهاجر و انصار! هر کدامتان فضيلتى از على بن ابيطالب به خاطر داريد بگوييد.


حاضران هر يک فضيلتى بيان کردند تا سخن به «حديث خيبر» رسيد، گفتند: پيامبر در نبرد با يهودان خيبر فرمود :


«لاعطين الراية غدا رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله، کرارا غير فرار لا يرجع حتى يفتح الله على يديه»؛ «فردا پرچم را به مردى مى‎سپارم که دوستدار خدا و پيامبر است و خدا و پيامبر نيز او را دوست مى‎دارند، رزم آورى است که هرگز فرار نمى‎کند و از نبرد فردا باز نمى‎گردد تا خداوند به دست او حصار يهودان را فتح فرمايد


و ديگر روز پرچم را به اميرمؤمنان سپرد و آن گرامى با نبردى شگفتى‎آفرين يهودان را منهزم ساخت و قلعه عظيم آنان را گشود.


امام باقر عليه السلام به عبدالله بن نافع فرمود: در باره اين حديث چه مى‎گويى؟


گفت: حديث درستى است اما على بعدها کافر شد و خوارج را به ناحق کشت!


فرمود: مادرت در سوگ تو بنشيند، آيا خدا آنگاه که على را دوست مى‎داشت مى‎دانست که او «خوارج» را مى‎کشد يا نمى‎دانست؟ اگر بگويى خدا نمى‎دانست کافر خواهى بود.


گفت: مى‎دانست.


فرمود: خدا او را بدان جهت که فرمانبردار اوست دوست مى‎داشت يا به جهت نافرمانى و گناه؟


گفت: چون فرمانبردار خدا بود خداوند او را دوست مى‎داشت (يعنى اگر در آينده نيز گناهکار مى‎بود خداوند مى‎دانست و هرگز دوستدار او نمى‎بود پس معلوم مى‎شود کشتن خوارج طاعت خدا بوده است) فرمود: برخيز که محکوم شدى و جوابى ندارى.


عبدالله برخاست و اين آيه را تلاوت کرد: «حتى يتبين لکم الخيط الابيض من الخيط الاسود من الفجر» (1) ؛ اشاره به آن که حقيقت چون سپيده صبح آشکار شد - و گفت «خدا بهتر مى‎داند رسالت خويش را در چه خاندانى قرار دهد.» (2) و (3)


 


پي‎نوشت‎ها:


1- سوره بقره، آيه 187 .

22- سوره انعام، آيه 124.


23- مستفاد از کافى، ج 8، ص 349.


 


منبع:


کتاب پيشواي پنجم، نظري منفرد علي .

¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + در سوگ امام باقر-عليه السلام 2

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:31 صبح


سفارش امام محمدباقر عليه السلام به شاگردش


 


امام باقر عليه السلام


حضرت امام باقر عليه السلام به يکي از شاگردان برجسته خود "جابر جعفي" سفارش کرد که:


و اعلم بانَّک لا تکون لنا وليّا حتي لو اجتمع عليک اهل مصرک و قالوا انک رجل سوء لم يحزنک ذلک و لو قالوا انک رجل صالح لم يسرک ذلک و لکن اعرض نفسک علي ما في کتاب الله .


فان کنت سالکا سبيله. زاهدا" في تزهيده، راغبا" في ترغيبه، خائفا" من تخويفه. فاثبت و ابشر فانه لايضرک ما قيل فيک. و ان کنت مباينا للقرآن فما ذا الذي يغررک من نفسک؟


بدان هرگز دوست ما نخواهي بود زماني که اگر تمام اهل شهر بگويند انسان بدي هستي؛ اندوهناک نگردي. و اگر بگويند مرد خوبي هستي خوشحال نشوي. بلکه براي ارزيابي خود خويشتن را در برابر قرآن قرار ده. اگر راه قرآن را مي‎پويي و از آنچه نهي کرده خودداري مي‎کني و به آنچه تشويق نموده علاقمندي، (خلاصه چشم بر امر و گوش بر فرمان قرآن داري) غم مخور و استوار باش که سخنان اين و آن اثري نخواهد داشت. و اگر از قرآن بيگانه‎اي، گفتار مدح آميز مردم نبايد تو را فريب دهد.


منبع:


بحارالانوار، ج 17، ص 161.


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + در سوگ امام باقر-عليه السلام 1

سه‏شنبه 27/9/1386 ::  ساعت 7:27 صبح


حديث شهادت


امام باقر عليه السلام


اى دل حق‎پرستان مطيعت وعده‎گاه ولايت بقيعت


پنجمين پرتو نور کوثر


باقر علم آل پيمبر


اي که تو نسل صل و قيامى تو اباجعفرى تو امامى


پرتو مشعل علم و ايمان


سرّ ياسين تويى جان قرآن


اى شکافنده علم و تقوا نام پيغمبرى جان زهرا


شاهد عرصه‏‎ى کربلايى


خود شهيد شرنگ جفايى


ديده‎اى وقعه‎ى کربلا را قصه عشق خون خدا را


بوده‎اى در تمام اسارت


روضه خوان حديث شهادت


اى ولاى تو ايمان مردم مهر تو در دل و جان مردم


جان تو اى فروغ مدينه


آمده بر لب از زهر کينه


گفته‎اى تا پس از تو به عالم حج ياران شود بزم ماتم


خانه کعبه بيت العزايت


جان اهل دو عالم فدايت


جان پاکت چو بيرون ز تن شد پيرهن بر تن گل کفن شد


سيدى اى که داغت به دل‏هاست


بوسه بر تربتت حسرت ماست


" آشفته"


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران


!   ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ