u محبت اهل بيت،نعمت ولايت ،عزت و شهادت

ذکر، رهنمود خردها و بيداري جانهاست . [امام علي عليه السلام]

چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 2180

:: بازديدهاي امروز :8

:: بازديدهاي ديروز :2

vدرباره خودم

محبت اهل بيت،نعمت ولايت ،عزت و شهادت

محب اهل بيت[65]
عشقم اهل بيت است و بس امانسبت به جامعه خودم هم بي تفاوت نيستم وبراي پيروي از ولايت و تداوم راه شهدا از هيچ کاري دريغ نمي کنم خوشحالم که نوکري اهل بيت را مي کنم وخوشحالم که در خط شهدا قرار دارم يعني پيرو امام و رهبر

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

يعسوب
نحل
ماهنامه فرهنگی طلوع
عطر ياس
ستاد راهيان نور
دل نوشته يک بسيجي
کانون فرهنگي محبان المهدي

v لوگوي وبلاگ دوستان





vمطالب قبلي

ویژه شهادت امام محمد باقر-علیه السلام [7]
ویژه نامه عرفه 86 [6]
ویژه ولادت مسیح 86 [5]
ویژه ولادت امام هادی-علیه السلام 86 [5]
ویژه عید سعید غدیر خم 86 [5]
ويژه ايام محرم [5]
اهل بيت [12]
ويژه شهادت پيامبراعظم امام حسن وامام رضا عليهم السلام [5]
ويژه انتخابات مجلس هشتم [4]

vوضعيت من در ياهو

يــــاهـو

vآهنگ وبلاگ

!   + ويژه نامه عرفه 6

چهارشنبه 28/9/1386 ::  ساعت 7:59 صبح

شهادت حضرت مسلم عليه السلام





نهم ذيحجه مصادف با سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقيل سفير و نماينده سالار شهيدان در کوفه است. پدر حضرت مسلم، عقيل بن ابي طالب و مادرش به روايت ابوالفرج"عليه" بود. زمان تولد وي مشخص نيست،  اما به وسيله بعضي از قرائن، چنين استنباط مي شود که حضرت مسلم به هنگام شهادت 28 سال داشت و چون در سال 60 هجري به شهادت رسيده است ، شايد ولادتش در سال 32 هجري اتفاق افتاده باشد.




مسلم از ديدگاه پيامبر اکرم( ص)

شيخ صدوق در کتاب امالي از ابن عباس روايت مي کند که علي بن ابي طالب عليه السلام به رسول خدا صلي الله عليه وآله عرض کرد: توعقيل را دوست مي داري؟! فرمود: آري ، من عقيل را از دو جهت دوست دارم:

اول : اين که عقيل را براي وجود خودش دوست مي دارم.

دوم: به جهت اينکه ابوطالب او را دوست داشت، دوست مي دارم. فرزند همين عقيل در راه دوستي فرزند تو فدا مي شود و چشمان مؤمنين براي او گريان خواهد شد و ملائکه بر او درود مي فرستند.



شجاعت و شهامت

علامه مجلسي در مورد شجاعت مسلم بن عقيل مي نويسد:

" مسلم بن عقيل درميان هم سن و سالان خويش به شجاعت و سخاوت مشهور و به کثرت دانش و خرد شناخته شده بود.




سفارت و نيابت


محدث قمي مي نگارد: وقتي فرستادگان و نامه هاي کوفيان از حد گذشت و تعداد نامه هاي آنان به دوازده هزار رسيد، امام حسين عليه السلام در جواب آنان نامه اي بدين گونه نوشت:

" من برادر، پسرعمو و شخص مورد اعتماد خاندانم، مسلم بن عقيل را به سوي شما فرستادم...".

و سپس او را با قيس بن مسهر صيداوي و ... براي بيعت گرفتن راهي کوفه نمود و حضرت مسلم را به تقوا، حسن تدبير و مدارا نمودن مأمور کرد به مسلم فرمود: چنانچه ديدي مردم کوفه درباره بيعت با من متحد بودند، جريان را برايم بنويس.

حضرت مسلم بنا به فرمان امام به سمت کوفه حرکت نمود. پس از رسيدن به کوفه مردم، اظهار مسرت و خوشحالي کردند و دسته دسته به حضور آن حضرت آمدند. مسلم نامه امام را براي آنان تلاوت کرد و ايشان با شنيدن مضمون نامه، گريان شدند و با مسلم بيعت نمودند.




شهادت حضرت مسلم


شيخ مفيد مي نگارد: تعداد هيجده هزار نفربا مسلم بن عقيل بيعت کردند . بعد از اين جريان بود که مسلم براي امام حسين عليه السلام نامه نوشت که : من تا کنون از هيجده هزار نفر براي شما بيعت گرفته ام، چنانچه به اين سرزمين بياييد، مناسب است . چون خبر مسلم و جريان بيعت گرفتن آن حضرت در کوفه منتشر شد، نعمان بن بشير که از طرف معاويه و يزيد، والي کوفه بود مردم را از ملاقات با مسلم برحذر داشت، ولي مردم به او اعتنايي نکردند.

افرادي چون عبدالله بن مسلم بن ربيعه که هوادار بني اميه بودند، وقتي ضعف نعمان را ديدند، اوضاع کوفه را براي يزيد نوشتند و تقاضاي والي مقتدري کردند. و يزيد نيز عبيدالله بن زياد را براي کوفه در نظر گرفت. ابن زياد با چهره اي ناشناس وارد کوفه شد . به مسجد رفت و به تهديد مخالفين و تطميع آنان در صورت آرامش و وفاداري پرداخت. اين سياست به زودي در ميان مردم سست ايمان کوفه موثر افتاد و جو کوفه به نفع ابن زياد تغييريافت، به گونه اي که مسلم بن عقيل تنها ماند. ولي با وجود بي وفايي ياران ديروز، هرگز تسليم نشد و مردانه و با شهامت تا آخرين رمق، در برابر دشمن جنگيد، تا آنجا که در اثر جراحات وارده ديگر تاب و توان خويش را از دست داد و به دست افراد مسلح ابن زياد دستگير گرديد.  سپس او را به دارالاماره بردند به دستور ابن زياد، سر مطهرش را بر فراز دارالاماره از پيکر جدا ساختند و بدين گونه نام مبارکش به عنوان نخستين شهيد نهضت خونين اباعبدالله الحسين عليه السلام در تاريخ به ثبت رسيد و پيکر مطهرش در مسجد کوفه زيارتگاه عشاق مي باشد.


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + ويژه نامه عرفه 5

چهارشنبه 28/9/1386 ::  ساعت 7:58 صبح

اعمال شب و روز عرفه


دعا و نيايش


شب نهم از شب‎هاي متبرک و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در اين شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:


1- دعايي که با با اين عبارت آغاز مي‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ يا شاهِدَ کُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى وَ عالِمَ کُلِّ خَفِيَّةٍ وَ مُنْتَهى کُلِّ حاجَةٍ يا مُبْتَدِئاً که روايت شده هر کس آن را در شب عرفه يا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بيامرزد.


2- [به نقل کفعمى ] تسبيحات عشر را که در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .


3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَيَّاَ را که در روز عرفه و شب و روز جمعه نيز وارد است، خوانده شود.


4- زيارت امام حسين عليه السلام .


 


اعمال روز عرفه


روز نهم روز عرفه و از اعياد عظيمه است اگرچه به اسم عيد ناميده نشده است . عرفه روزى است که حق تعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره هاي جُود و احسان خود را براى ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و رانده‎تر و خشمناک‎ترين اوقات خواهد داشت و روايت شده که حضرت امام زين العابدين عليه السلام در روز عرفه صداي سائلي را شنيد که از مردم تقاضاي کمک مى‎نمود. امام به او فرمود: واى بر تو آيا در اين روز از غير خدا تقاضا مى‎کنى؟ حال آن که در اين روز اميد مى‎رود که بچه‎هاى در شکم هم از فضل خدا بي نصيب نمانند و سعيد شوند.


براى اين روز اعمالي ذکر شده است:


1- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .


2- زيارت امام حسين عليه السلام ،

که از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احاديث، در کثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر کسى توفيق يابد که در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش کمتر از کسى که در عرفات است نيست.

3- بعد از نماز عصر پيش از آن که مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زير آسمان دو رکعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزيده گردد. پس چون وقت زوال شد زير آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نيکو به عمل آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز اقامه کند. در رکعت اوّل بعد از حمد، توحيد و در دوم بعد از حمد، قُل يا اَيُّهَا الْکافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار رکعت نماز گزارد که در هر رکعت بعد از حمد، توحيد پنجاه مرتبه بخواند. که اين نماز، همان نماز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است .


4- شيخ کفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى کسى که ضعف پيدا نکند و مانع دعا خواندن او نشود.


5- مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين عليه السلام در روز و شب عرفه .


6- تسبيحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله در روز عرفه 

که در ذيل مي‎آيد:

سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُکْمُهُ


منزه است خدايى که در آسمان است عرش او منزه است خدايى که در زمين است فرمان و حکمش


سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبيلُهُ


منزه است خدايى که در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدايى که در دريا راه دارد


سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ


منزه است خدايى که در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايى که در بهشت رحمت او است


سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ


منزه است خدايى که در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايى که آسمان را بالا برد منزه است خدايى


الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ پس


که زمين را گسترد منزه است خدايى که ملجا و پناهى از او نيست جز بسوى خودش * *


بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ صد مرتبه و بخوان


منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر از توصيف است  .


7- سوره توحيد صد مرتبه و آية الکرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعاي ذيل خوانده شود:


لااِلهَاِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَ يُميتُ


معبودى جز خدا نيست يگانه اى که شريک ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده کند و بميراند


وَيُميتُ وَيُحْيى وَهُوَ حَىُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى کُلِّشَىْءٍ َقديرٌ


و بميراند و زنده کند و او است زنده اى که نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز توانا است.


ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَيْهِ


آمرزش خواهم از خدايى که معبود بحقى جز او نيست که زنده و پاينده است و بسويش توبه کنم


ده مرتبه يا اَللّهُ ده مرتبه يا رَحْمنُ ده مرتبه يا رَحيمُ ده مرتبه يا بَديعَ


اى خدا * اى بخشاينده * اى مهربان  * اى پديدآرنده


السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ ده مرتبه يا حَىُّ يا قَيُّومُ ده


آسمانها و زمين اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاينده*


مرتبه يا حَنّانُ يا مَنّانُ ده مرتبه يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امينَ ده مرتبه


اى پرعطا اى پرنعمت * اى که معبودى جز تو نيست * اجابت کن  *


دعا و نيايش


  8- ذکر صلوات از حضرت صادق عليه السلام


 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ يا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ يا


 خدايا از تو خواهم اى کسى که او نزديکتر است به من از رگ گردن اى


مَنْ يَحوُلُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ


که حائل شود ميان انسان و دلش اى که او در ديدگاه اعلى است و در افق


الْمُبينِ يا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى يا مَنْ لَيْسَ کَمِثْلِهِ


آشکارى است اى که او بخشاينده است و بر عرش استيلا دارد اى که نيست مانندش


شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد


چيزى و او شنوا و بينا است از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد .


و بخواه حاجت خود را که برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان اين صَلَوات را که از حضرت صادق عليه السلام منقول است که هر که بخواهد مسرور کند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ايشان بگويد:


اَللّهُمَّ يا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ


خدايا اى بخشنده ترين عطابخشان و اى بهترين


مَنْ سُئِلَ وَيا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى


درخواست شدگان و اى مهربانترين کسى که از او مهربانى جويند خدايا درود فرست بر محمد و آلش در


الاَْوَّلينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ


زمره پيشينيان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسينيان و درود فرست بر محمد


و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلينَ


و آلش در ساکنين عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلين


اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسيلَةَ وَالْفَضيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ


خدايا عطا کن به محمد و آلش مقام وسيله و فضيلت و شرف و رفعت


وَالدَّرَجَةَ الْکَبيرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ


و درجه بلند خدايا من ايمان آوردم به محمد صلى الله عليه و آله


وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِيمَةِ رُؤْيَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى


با اينکه او را نديده ام پس در روز قيامت از ديدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشينى او را روزيم فرما


عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنَّيئاً لا اَظْمَاءُ


و بر کيش او بميرانم و بنوشانم از حوض او (حوض کوثر) نوشاندنى سيراب و جانبخش و گوارا که


بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَديرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى


پس از آن هرگز تشنه نشوم که براستى تو بر هرچيز توانايى خدايا من ايمان آورده ام به محمد صلى


اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً


الله عليه وآله و او را نديده ام پس در بهشت رويش را به من نشان ده خدايا برسان به محمد


صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِيَّةً کَثيرَةً وَ سَلاماً .


صلى الله عليه و آله از جانب من تحيتى بسيار و سلامى .


9- دعاي ام داود خوانده شود .


10- اين تسبيح را که ثواب آن بسيار است گفته شود:


 سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ کُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ کُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ کُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ


منزه باد خدا پيش از هر کس و منزه باد خدا پس از هرکس و منزه باد خدا با هرکس و منزه باد


اللّهِ يَبْقى رَبُّنا ويَفْنى کُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ تَسْبيحَ


خدا که باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هرکس و منزه باد خدا تنزيهى که فزونى گيرد بر تسبيح


الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً کَثيراً قَبْلَ کُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ


تسبيح گويان فزونى بسيارى پيش از هرکس و منزه باد خدا تنزيهى که فزونى گيرد بر


تَسْبيحَ الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً کَثيراً بَعْدَ کُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً


تسبيح تسبيح گويان فزونى بسيارى پس از هرکس و منزه باد خدا تنزيهى که


يَفْضُلُ تَسْبيحَ الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً کَثيراً مَعَ کُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ تَسْبيحَ الْمُسَبِّحِينَ


فزونى گيرد بر تسبيح تسبيح گويان فزونى بسيار با هر کس ، و منزه باد خدا تنزيهى که فزونى گيرد بر تسبيح تسبيح گويان


فَضْلاً کَثيراً لِرَبِّنَا الْباقى وَيَفْنى کُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً لا يُحْصى وَلا يُدْرى وَلا يُنْسى وَلا


برترى بسيارى براى پروردگار ما که باقى ماند و جز او فانى شودهر کس و منزه باد خدا تنزيهى که به شماره در نيايد و دانسته نشود و فراموش نگردد و


يَبْلى وَلا يَفْنى وَلَيْسَ لَهُ مُنْتَهى وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَدوُمُ


کهنه نشود و فنا نپذيرد و انتهايى برايش نباشد و منزه باد خدا تنزيهى که دوام داشته باشد


بِدَوامِهِ وَيَبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنِى الْعالَمينَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَيّامِ


به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى اين جهان و ساير جهانيان و ماههاى اين روزگار و هر روزگار و روزهاى


الدُّنْيا وَساعاتِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا


دنيا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاويدان است جاويد و همراه با جاويد بدانسان که


لا يُحْصيهِ الْعَدَدُ وَلا يُفْنيهِ الاَْمَدُ وَلا يَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَکَ اللّهُ


شماره اش نتوان کرد و زمان و مدت آنرا به فنا نکشاند و قطعش نکند ((هرگز)) و بزرگ است خدا


اَحْسَنُ الْخالِقينَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ کُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ کُلِّ


بهترين آفريدگان * و ستايش خاص خدا است پيش از هرکس و ستايش از آن او است پس از هر


اَحَدٍ تا آخر دعا لکن بجاى هر سُبْحانَاللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ


کس * منزه است خدا و ستايش خاص خداست  * بهترين


الْخالِقينَ رسيدى بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ کُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاى سُبْحانَ اللّهِ


آفريدگان * معبودى نيست جز خدا پيش از هرکس * منزه است خدا


لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَکْبَرُ قَبْلَ کُلِّ اَحَدٍ تا به آخر که بجاى


جز او خدايى نيست * و خدا بزرگتر است از توصيف پيش از هر کس *


سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَکْبَرُ مى گوئى پس مى خوانى دعاى : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَيَّاءَ را که


منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصيف


11- دعاي امام حسين عليه السلام در روز عرفه خوانده شود.


12- در آخر روز عرفه اين دعا خوانده شود :


يا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّکَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَکَ لى لا تَنْقُصُکَ فَاَعْطِنى ما لا


پروردگارا همانا گناهان من زيانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا کن به من


يَنْقُصُکَ وَاغْفِرْ لى ما لايَضُرُّکَ و ايضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَيْرَ ما


آنچه را نقصانت نرساند و بيامرز برايم آنچه را زيانت نزند * خدايا محرومم مکن از آن خيرى که


عِنْدَکَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا


نزد تو است بخاطر آن شرى که در پيش من است پس اگر تو به رنج و خستگيم رحم نمى کنى پس


تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصيبَتِهِ


محرومم مدار از پاداش مصيبت ديده اى بر مصيبتش .


13- دعاي مشلول خوانده شود.


 


منبع:


مفاتيح الجنان


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + ويژه نامه عرفه 4

چهارشنبه 28/9/1386 ::  ساعت 7:56 صبح


ديدار با امام زمان (عج) در عرفات


حج


در سال 1372 هجري شمسي که با عده‎اي از دوستان به حج تمتع مشرف شده بوديم، در روز يازدهم ذيحجه 1413 هجري قمري مطابق با 11/3/1372 هجري شمسي، مجلس روضه‎اي در چادر کاروان ما برگزار شد که بسيار با معنويت بود. چند ماه پس از بازگشت از سفر حج يکي از دوستان که راضي نيست نامش در کتاب آورده شود جرياني را که در آن جلسه برايش اتفاق افتاده بود با مقدمه‎اي برايم چنين نقل نمود:


قبل از مسافرت به مکه در حرم مطهر آقا علي بن موسي الرضا عليه السلام از درگاه خداوند طلب نمودم که در اين سفر عنايت امام زمان (عج) شامل حالم گردد. شنيده بودم که عده‎اي از عاشقان آن حضرت در جريان سفر به مکه خدمت آن بزرگوار رسيده‎اند، لذا از ابتداي سفر به ياد امام زمان (عج) بودم.


در مدينه منوره که مدت يک هفته اقامت داشتيم، همواره دنبال حضرت مي‎گشتم، در مسجدالنبي، در روضه منوره، کنار منبر، محراب، مأذنه، نزديک ستون توبه، جايگاه اصحاب صفه، محراب تهجد پيامبر، کنار درب خانه حضرت زهرا عليهاالسلام و در بين سيل جمعيت، در قبرستان بقيع، کنار قبور خراب شده چهار امام مظلوم و غريب و در بين زائرين مدينه دنبال کسي مي‎گشتم که نشاني‎هاي او را داشته باشد.


ايام توقف ما در مدينه سپري گشت و ما با چشم گريان و قلب سوزان از پيامبر اکرم، دخت گراميش و ائمه بقيع با کوله‎باري از خاطره جدا شده و خداحافظي نموديم. در مکه نيز در حين انجام اعمال عمره تمتع، در مطاف، پشت مقام حضرت ابراهيم (ع)، در زمزم، در سعي صفا و مروه، به ياد حضرت بودم. چند روز بين اعمال عمره تمتع و حج تمتع نيز در جاي جاي مسجدالحرام خاطره حضرت در ذهنم بود، گاهي اوقات به عاشقان دلسوخته امام زمان (عج) برخورد مي‎نمودم که به او متوسل شده و در هجران او مي‎سوزند، گاهي نيز با خود زمزمه مي‎کردم:

از جهان دل به تو بستم به خدا مهدي جان                              طالب وصل تو هستم به خدا مهدي جان


هر کجا ياد تو و ذکر تو و نام تو بود                                          بي‎تامل بنشستـم به خـدا مهدي جــان


اعمال حج تمتع شروع شد به صحراي عرفات رفتيم، شب عرفه گذشت، روز عرفه در جبل الرحمه، در بين چادرها و در بين دعاي عرفه امام حسين عليه السلام به ياد آن يوسف گمگشته بودم، غروب روز عرفه پس از نماز مغرب و عشاء سرزميني را که مطمئن بودم حضرت در آنجا بين جمعيت بوده‎اند به طرف مشعرالحرام پشت سر نهاديم، روز دهم ذيحجه در منا اعمال روز عيد قربان را انجام داديم. هوا در سرزمين منا بسيار گرم و ما در زير چادرها به سر مي‎برديم، عصرها به قدري هوا گرم بود که امکان استراحت و خوابيدن نبود.


عصر روز يازدهم همانطور که مردها چند نفر در چادر دور هم جمع شده بوديم و از هر دري سخن مي‎گفتيم و عده‎اي نيز در حال بيداري دراز کشيده بودند بدون اين که از قبل برنامه‎ريزي خاصي شده باشد روحاني کاروان شروع کرد به زمزمه کردن اشعاري در مورد امام زمان (عج). در نتيجه همگي نشسته و شروع به گوش کردن کرديم ناخودآگاه مجلسي برقرار شد و بعد هم مداح کاروان توسلي به حضرت نمود، حال خوشي در مجلس پيدا شده بود، سپس يکي از برادران اشعاري را خطاب به آن حضرت در رابطه با سفر حج خواند که دو بيت آن چنين بود:


اي حريم کعبه محرم بر طواف کوي تو                                          من به گرد کعبه مي‎گردم به ياد روي تو


گرچه بر مُحرم بود بوئيدن گلها حرام                                             زنده‎ام من اي گل زهرا ز فيض بوي تو


و در ضمن خواندن اشعار خطاب به حضرت مي‎گفت: آقا جان در اين سرزمين خيمه‎ها و چادرها زيادند و ما نمي‎توانيم همه آنها را يک به يک بگرديم تا خيمه شما را پيدا نمائيم. اما شما مي‎دانيد خيمه و چادر کاروان ما کجاست، شما به ما عنايتي بفرمائيد، شما به ما سر بزنيد، همه افراد گريه مي‎کردند و اشک مي‎ريختند، بعد هم يکي از برادارن ديگر توسلي به حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام پيدا نمود و گفت: آقا شما به روضه عمويتان خيلي علاقه داريد و خودتان سفارش به خواندن اين روضه کرده‎ايد، همينطور که ايشان روضه مي‎خواند و همگي با حال منقلب اشک مي‎ريختند و من هم گريه مي‎کردم، سرم را بلند کردم ديدم آقايي با لباس سفيد عربي و به هيئت عرب‎ها در داخل چادر جلو در روي دو زانو بطور سرپا نشسته‎اند، روي سر ايشان دستمالي بود که آن هم سفيد رنگ بود و طوري قرار گرفته بود که قسمت زيادي از پيشاني ايشان را هم پوشانده بود. من در چادر، جايي نشسته بودم که تنها سمت چپ صورت و محاسن ايشان را مي‎ديدم که حالت گندمگون داشت چند ثانيه‎اي ايشان را نگاه کردم، آقايي بودند تنومند و با وقار که شايد حدود چهل و چند ساله به نظر مي‎رسيد. سپس جلو در چادر را نگاه کردم ديدم دو نفر جوان که سن آنها تقريباً زير بيست سال بود با لباس سفيد بلند عربي درست جلو قسمت ورودي چادر ايستاده‎اند و حدود يکي دو متر پشت سر آقا بودند.


در آن لحظه چنين تصور نمودم که اينها عرب‎هايي هستند که از جلو چادر ما عبور مي‎کرده‎اند صداي روضه را شنيده لذا داخل چادر آمده‎اند تا به روضه گوش دهند. مجدداً سرم را پائين انداخته و اشک مي‎ريختم دقيقاً نمي‎دانم چقدر طول کشيد ولي مطمئن هستم که مدت زيادي نگذشت مجدداً سرم را بلند کردم ديدم از آقا و جوان‎ها خبري نيست ولي در آن زمان چنان تصرفي در ذهنم ايجاد شده بود که تنها درباره آنها چنين فکر مي‎کردم که اينها عرب بوده و براي گوش کردن به روضه به مجلس آمده‎اند. حتي پس از پايان اين مجلس بسيار با معنويت اصلاً در ذهنم خطور نکرد که در اين مورد با ديگر اعضا کاروان صحبتي نمايم، روز بعد شنيدم که يکي دو نفر از افراد کاروان راجع به آقايي که به مجلس آمده بودند صحبت مي‎کردند، از آنها پرسيدم شما چگونگي آمدن و رفتن آن آقا را متوجه شديد، گفتند: نه ما فقط ديده‎ايم ايشان جلو در چادر نشسته‎اند.


آن وقت به خود آمدم و کمي در مورد جرياني که اتفاق افتاده بود فکر کردم و به تصور خودم در مورد اين واقعه تأمل نمودم. به خود گفتم اگر اينها عرب بودند چگونه به روضه‎اي که به زبان فارسي خوانده مي‎شد گوش مي‎دادند؟! چرا در زماني که همگي در عزاي حضرت ابوالفضل عليه السلام گريه مي‎کردند ايشان تشريف‌ آورده بودند؟! صداي روضه آنقدر بلند نبود که به بيرون چادر برود تا کسي با شنيدن صداي روضه داخل شود!! چطور کسي دقيقاً متوجه چگونگي آمدن و رفتن آنها نشده بود!! چطور در اثر تصرفي که در ذهن من ايجاد شده بود به اين تصورم که اينها عرب هستند و به روضه فارسي گوش مي‎دهند شک نکرده‎ام!!


همه اين سئوالاتي که اکنون در ذهنم ايجاد شده بود مرا اميدوار ساخت که ايشان خود حضرت يعني امام زمان (عج) بوده‎اند و تاسف خوردم که چرا در همان لحظه حضرت را نشناختم.


 


منبع:


کتاب تشرف يافتگان


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + ويژه نامه عرفه 3

چهارشنبه 28/9/1386 ::  ساعت 7:55 صبح


محتواي دعاي روح‎بخش عرفه


دعاي عرفه


 برگزيده‎اي از دعاي امام حسين عليه السلام در عرفه


 


1ـ ستايش حق تعالي:



ستايش سزاوار خداوندي است که کس نتواند از فرمان قضايش سرپيچد و مانعي نيست که وي را از اعطاي عطايا، باز دارد. و صنعت هيچ صنعتگري به پاي صنعت او نرسد. بخشنده بي‎دريغ است. اوست که بدايع خلقت را به سرشت و صنايع گوناگون وجود را با حکمت خويش استوار ساخت... .

 


 2ـ تجديد عهد و ميثاق با خدا:



پروردگارا به سوي تو روي آورم. و به ربوبيت تو گواهي دهم. و اعتراف کنم که تو تربيت کننده و پرورنده مني. و بازگشتم به سوي توست. مرا با نعمت آغاز فرمودي قبل از اين که چيز قابل ذکري باشم... .


 


3ـ خود شناسي:



و قبل از هدايت مرا با صنع زيبايت مورد رأفت و نعمت‎هاي بي‎کرانت قرار دادي. آفرينشم را از قطره آبي روان پديد آوردي. و در تاريکي‎هاي سه‎گانه جنيني سکونتم دادي: ميان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرينش خويش نگرداندي و هيچ‎يک از امورم را به خودم وانگذاشتي... .


 


4ـ راز آفرينش انسان:



ولي مرا براي هدفي عالي يعني هدايت (و رسيدن به کمال) موجودي کامل و سالم به دنيا آوردي. و  در آن هنگام که کودکي خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردي. و مرا از شير شيرين و گوارا تغذيه نمودي. و دل‎هاي پرستاران را به جانب من معطوف داشتي. و با محبت مادران به من گرمي و فروغ بخشيدي... .


 


5ـ تربيت انسان در دانشگاه الهي:



تا اين که با گوهر سخن، مرا ناطق و گويا ساختي. و نعمت‎هاي بي‎کرانت را بر من تمام کردي. و سال به سال بر رشد و تربيت من افزودي. تا اين که فطرت و سرنوشتم، به کمال انساني رسيد. و از نظر توان اعتدال يافت. حجتت را بر من تمام کردي که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودي... .


 


6ـ نعمت‎هاي خداوند:



آري اين لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بيافريدي. و راضي نشدي اي خدايم که نعمتي را از من دريغ داري. بلکه مرا از انواع وسائل زندگي برخوردار ساختي. با اقدام عظيم و مرحمت بي‎کرانت بر من . و با احسان عميم خود نسبت به من، تا اين که همه نعماتت را درباره من تکميل فرمودي... .


 


7ـ شهادت به بي‎کراني نعمت‎هاي الهي:


الهي! من به حقيقت ايمانم، گواهي دهم. و نيز به تصميمات متيقن خود و به توحيد صريح و خالصم

و به باطن ناديدني نهادم. و پيوست‎هاي جريان نور ديده‎ام. و خطوط ترسيم شده بر صفحه پيشاني‎ام، و روزنه‎هاي تنفسي‎ام، و نرمه‎هاي تيغه بيني‎ام. و آوازگيرهاي پرده گوشم و آنچه در درون لب‎هاي من پنهان است... .


 


8ـ ناتواني بشر از بجا آوردن شکر الهي:



گواهي مي‎دهم اي پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر يکي از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفيق تو رفيقم شود، که آن خود مزيد نعمت و مستوجب شکر ديگر، و ستايش جديد و ريشه‎دار باشد... .

 


 9ـ ستايش خداي يگانه:


بنابر اين من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا که وسعم مي‎رسد با ايمان و يقين قلبي گواهي مي‎دهم. و اظهار مي‎دارم:

حمد و ستايش خدايي را که فرزندي ندارد تا ميراث‎برش باشد. و در فرمانروايي نه شريکي دارد تا با وي در آفرينش بر ضديت برخيزد و نه دستياري دارد تا در ساختن جهان به وي کمک دهد... .


 


10ـ خواسته‎هاي يک انسان متعالي:



خداوندا، چنان کن که از تو بيم داشته باشم، آنچنان که گويي تو را مي‎بينم و مرا با تقوايت رستگار کن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خير و صلاح من باشد. و در تقديراتت خير و برکت به من عطا فرما!

 


11ـ سپاس به تربيت‎هاي الهي:



خداوندا! ستايش از آن توست که مرا آفريدي. و مرا شنوا و بينا گرداندي! و ستايش سزاوار توست که مرا بيافريدي و خلقتم را نيکو بياراستي. به خاطر لطفي که به من داشتي والا... .


 


12ـ نيازهاي تربيتي از خدا:



و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شب‎ها و روزها ياري فرماي! و مرا از رنج‎هاي اين جهان و محنت‎هاي آن جهان نجات بده و از شر بدي‎هايي که ستمکاران در زمين مي‎کنند نگاه بدار... .


 


13ـ شکايت به پيشگاه خداوند:



خدايا! مرا به که وا مي‎گذاري؟ آيا به خويشاوندي که پيوند خويشاوندي را خواهد گسست؟ يا به بيگانه که بر من بر آشفتد؟ يا به کساني که مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتي که تو پروردگار من و مالک سرنوشت مني؟


 


 14ـ اي مربي پيامبران و فرستنده کتب آسماني:



اي خداي من و اي خداي پدران من! ابراهيم، اسماعيل، اسحاق و يعقوب، و اي پروردگار جبرائيل، ميکائيل و اسرافيل. و اي تربيت کننده محمد، خاتم پيامبران و فرزندان برگزيده‎اش. اي فرو فرستنده تورات، انجيل زبور و فرقان ... .


 


 15ـ تو پناهگاه مني:



تو پناهگاه مني، به هنگامي که راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخناي زمين بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهايم باز مي‎داري. و اگر پرده‎پوشي تو نبود از رسوايان بودم.


 


منبع:


دعاي عرفه عبدالکريم بي آزار شيرازي


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + ويژه نامه عرفه 2

چهارشنبه 28/9/1386 ::  ساعت 7:53 صبح


منتخبي از دعاي عرفه امام سجاد عليه السلام


دعا


از دعاهاي حضرت امام سجاد عليه السلام در روز عرفه است که:


خدايا! مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خويش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .


خدايا! در همه کارها عاقبت ما را به خير کن و ما را از خواري دنيا و عذاب آخرت نگهدار .


خدايا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زينت بخش و به تقوا عزيز کن و به عافيت زيبايي ده .


خدايا! از زوال(1) نعمت و تغيير عافيت و غضب ناگهاني و همه چيزهايي که مايه ناخشنودي توست به تو پناه مي‌برم .


خدايا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوس‎هاي بد و مرض‎هاي بد به تو پناه مي‌برم .


خدايا! سحرخيزي را بر امت من مبارک ساز .


خدايا! تو را به غيب داني و قدرتي که بر آفرينش داري سوگند مي‌دهم تا موقعي که زندگي را براي من بهتر مي‌داني مرا زنده نگهدار و موقعي که مرگ را براي من بهتر مي‌داني مرا بميران .


خدايا! از تو مي‌خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصيب من کني و در حال خشنودي و خشم کلمه اخلاص را به زبان من جاري نمايي و در حال فقر و توانگري ميانه‌روي را شعار من سازي .

خدايا! چنان که خلقت مرا نيک کردي سيرتم را نيز نيک کن .


خدايا! هر کس عهده‌دار کار امت من شد و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت ‌گير و هر کس عهده‌دار کار امت من شد و با آن‌ها مدارا کرد با او مدارا کن .


خداوندا! يک لحظه مرا به خودم واگذار مکن و چيزهاي خوبي که به من بخشيده‌اي، از من باز مگير.


خدايا بر محمد و خاندان پاکش درود فرست .

درودهاي پربرکت و پاکيزه و فزاينده‌اي که صبح‌گاهان و شامگاهان در رسند،


و درود فرست بر ايشان و بر ارواح‌شان،


و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،


و احوالشان را به سامان‌ آر،


و ما را به رحمت خود در جايگاه امن و امان در کنار ايشان قرار ده،


اي مهربان‎ترين مهربانان.(2)


 


پي‌نوشت‎ها:


1- زوال: از بين رفتن، نابود شدن .


2- منتخبي از دعاي امام سجاد عليه‌السلام در روز عرفه، مترجم: حسين انصاريان .


 


منبع:


ماهنامه موعود، ش 71 .


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + ويژه نامه عرفه 1

چهارشنبه 28/9/1386 ::  ساعت 7:49 صبح


اسرار وقوف در عرفات


دعاي عرفه


اميرالمؤمنين امام علي‌ عليه السلام درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا بايد بيرون دروازه، آنقدر تضرّع کند تا لايق ورود حرم شود.(1) از اين‌رو شب و روز عرفه دعاهاي مخصوص دارد که جزو فضايل برجسته و وظايف مهم روز عرفه است. بنابراين، خداوند اين گونه مهمانان خود را براي ورود در خانه‌اي که انبيا ‌عليهم السلام به طهارت آن قيام و اقدام کرده‌اند: "و عهدنا إلي إبراهيم و إسمـعيل أن طهّرا بيتي"(2) تطهير و پاک مي‌کند؛ زيرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را مي‌پذيرد.


اسرار عرفات فراوان است، و برخي از آنها که در حديث شبلي(3) بدانها اشاره شده عبارت است از:


1ـ وقوفِ در عرفات براي آن است که انسان به معارف و علوم ديني واقف شده و از اسرار الهي نظام آفرينش با خبر شود. بداند که خداوند به همه‌ نيازهاي او واقف و بر رفع همه‌‌ آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمايه و وسيله‌‌ هر بي‌نيازي است: "و طاعته غني."(4)


از اين‌رو امام سجاد‌ عليه السلام به سائلي که در روز عرفه گدايي مي‌کرد، فرمود: واي بر تو! آيا در چنين روزي، دست نياز به‌ سوي غير‌ خدا دراز مي‌کني؛ در چنين روزي براي کودکان در رحمْ اميد سعادت مي‌رود: "ويحک! أغير‌الله تسأل فى هذا اليوم. إنه ليُرجي لما فى بطون الحبالي فى هذا اليوم أن يکون سعيداً!"(5) کسي که در اين جا از خدا غير‌ خدا را طلب کند زيان کرده است. امام سجاد ‌عليه‌السلام کساني را که در چنين زمان و مکاني دست نياز به سوي ديگران دراز مي‌کنند، بدترينِ انسان‎ها معرفي فرمود: "هؤلاء شرار من خلق ‌الله. الناس مقبلون علي‌الله و هم مقبلون علي‌ الناس."(6)


2 ـ حج‌گزار بايد در آنجا بر اين نکته عارف شود که خداي سبحان به نهان و آشکار و صحيفه‌‌ قلب او و رازهاي آن و حتي آنچه براي خود او روشن نيست و به طور ناخودآگاه در زواياي روح او مي‌گذرد آگاه است؛ يعني سرزمين عرفات محل ادراک و شهود مضمون آيه‌‌ کريمه‌‌ "و إن تجهر بالقول فإنّه يعلم السرّ و أخفي"(7) است.


انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور که خود را به گناهان جوارحي نمي‌آلايد، گناه جوانحي نيز نمي‌کند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزيه مي‌کند.


در حديثي که متن آن در بحث از اعمال منا خواهد آمد، امام سجاد‌ عليه‌السلام فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجيان در منا حضور دارند، خداي سبحان بر ملائکه افتخار مي‌کند و مي‌فرمايد: اينان بندگان من هستند که از راه‎هاي دور و نزديک با مشکلات بسيار به اينجا آمده و بسياري از لذّت‎ها را بر خود حرام کرده و بر شن‎هاي بيابان‎هاي عرفات و منا خوابيده و اين چنين با چهره‌هاي غبارآلود در پيشگاه من اظهار عجز و ذلّت مي‌کنند. اينک به شما اجازه دادم تا آنان را ببينيد. آنگاه ملائکه‌‌ حق به اذن خداوند بر دل‎ها و اسرار نهان آنها آگاه مي‌شوند. (8)


خداي سبحان به زائران راستين خانه‌ خود مباهات مي‌کند، با اين که عزت و فخر انسان در بندگي براي خدا و بودنِ تحت ربوبيت اوست؛ همانگونه که در مناجات اميرالمؤمنين علي‌ عليه السلام آمده است: "إلهى کَفي بى عِزّاً أن أکون لک عبداً و کَفي بى فَخْراً أن تکون لى ربّاً أنت کما أُحبُّ، فاجعلْنى کما تُحبُّ."(9)


گرچه فرشتگان تا حدودي از غيبْ با خبر و نسبت به بسياري از مسائل ماوراي طبيعت آگاهند، امّا پرده‌پوشي و رحمت و لطف حق اجازه نمي‌دهد که حتي آنان نيز بسياري از اسرار ما را بفهمند با اين که آنها مأمور ثبت اعمال و خاطرات ما هستند. چنان که اميرالمؤمنين امام علي‌ عليه السلام به خداوند عرض مي‌کند: خدايا! بعضي از اعمال و افکارم را تنها تو شاهد بودي و اجازه ندادي حتي فرشتگان بر آنها آگاهي يابند: "والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتک أخفيتَه و بفضلک سترتَه."(10) امّا برابر حديث مزبور، در روز عرفه و عيد قربان ملائکه به اذن خداوند به نهان دل‎هاي زائران نظر کرده، مي‌بينند که قلب عدّه‌اي بسيار سياه است و دودهاي سياه از آنها بر‌مي‌خيزد که از "نار الله الموقدة‌ * الّتي تطّلع علي الأفئدة"(11) است. خداوند به ملائکه مي‌فرمايد: اينان کساني هستند که پيامبر را راستگو نمي‌دانند‌(معاذ‌الله) و در اموري مانند جانشيني اميرالمؤمنين علي ‌عليه‌السلام مي‌گويند: رسول اکرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم از نزد خود اين کار را کرده است! آنها بين قرآن و عترت جدايي انداخته و بعضي از امور را نمي‌پذيرند.


فرشتگان گروه ديگري را مي‌بينند که دل‎هايشان بسيار نوراني است. خداوند در معرفي اين گروه مي‌فرمايد: اينان مطيع خداوند و پيامبر او هستند. پيامبر را امين وحي مي‌دانند و معتقدند که او از نزد خود هيچ نگفته و در همه مسايل و احکام الهي و از آن جمله در امامت و رهبري، سخنان و اقدام‎هاي او برابر وحي خداوند بوده است.


راز اين نکته، اين است که ولايت، سرّ همه‌‌ اعمال است؛ مؤمنان راستين که هم به سرّ ولايت مي‌رسند و هم به اسرار حج، به صورت انسان واقعي در سرزمين عرفات و منا ظهور مي‌کنند و خداي سبحان در مقام فعل، به آنان فخر مي‌کند. چنين انسان‎هايي فرشته‌مَنِش و حتي برخي از آنها از فرشتگان بالاترند.

البته آنچه در اين حديث شريف بيان شد، مسئله‌اي تاريخي و از قبيلِ "قضيةٌ فى واقعةٍ" و منحصر به مراسم حج و روزهاي عرفه و عيد قربان نيست، بلکه اين صحنه هميشه وجود دارد، نهايت اين که جلوه‌ي‌ تام آن در حج ظهور کرده است.


3ـ شايسته است در روز عرفه حج‌گزار از "جبل‌الرّحمة"(12) که در سرزمين عرفات واقع است بالا رفته(13)، دعايي را که سالار شهيدان حسين ‌بن علي ‌صلوات ‌الله ‌و سلامه‌ عليه در جانب چپ آن کوه رو‌ به کعبه ايستاد و خواند(14)، بخواند.


امام سجاد ‌عليه السلام فرمود: راز بالاي کوه رحمت رفتن اين است که انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان بوده و متولي هر زن و مرد مسلمان است. گرچه خداي سبحان نسبت به همگان ولايت تکويني دارد و او وليِّ همه است: "هنالک الوَلاية لله الحقِّ"(15) و گرچه رحمت عام خدا فراگير و شامل همه‌‌ موجودات است: "رحمتي وسعت کلّ شيء"(16) و "کتب ربّکم علي نفسه الرَّحمة"(17) ليکن رحمت خاص او ويژه‌‌ پرهيزکاران است: "رحمتي وسعت کلّ شيء فسأکتبها للّذين يتّقون."(18) مستفاد از مجموع دو آيه‌‌ اخير اين است که خداوند بر خودش لازم کرده است که رحمت خاص را به پرهيزکاران عطا کند.


صعود بر جبل‌الرحمة، بايد انسان را عارف به اين سرّ کند که خداوند نسبت ‌به مرد و زن "مؤمن" رحمت خاص و ولايت مخصوص دارد. نيل حج‌گزاران به چنين معرفتي در نحوه‌‌ نگرش و ارتباط آنان با ساير افراد و جوامع تأثير خواهد گذارد.


4 ـ بخشي از سرزمين عرفات منطقه‌اي است به نام "نَمِرة" که مسجدي به اين نام در آن واقع است. امام سجاد ‌عليه السلام در بيان راز اين محدوده فرمود: معناي حضور در "نمرة" اين است که: "خدايا! من به چيزي امر نمي‌کنم، مگر اين که قبلا‌ً خود مؤتمِر باشم و از چيزي بر‌حذر نمي‌دارم مگر اين که خود قبلا‌ً پرهيز کرده باشم."

توضيح اين که، هر مسلماني مکلف به امر به معروف و نهي از منکر است. ظاهر اين حکم و بُعد فقهي‌اش آن است که کسي که عالم به حکم شرعي است بايد شخصي را که عالماً عامداً آن حکم را رعايت نمي‌کند، از باب امر به معروف و ‌نهي از منکر راهنمايي کند. البته امر به معروف و نهي از منکر غير از تعليم و موعظه و ارشاد است، اگرچه ممکن است در بعضي موارد از مصاديق آنها باشد؛ زيرا امر به معرف و نهي از منکر، حتي اگر به نرمي بيان شود، جنبه‌‌ ولايت و آمريَّت دارد.


در وجوب امر به معروف و نهي از منکر، عدالت و طهارت نفس آمر و ناهي از شرايط آن به ‌شمار نيامده است، بلکه علم و آگاهي او از آن معروف يا منکر، و احتمال تأثير امر و نهي او و مانند آن جزو شرايط است. اما باطن آن بر اساس رازي که درباره‌‌ "نمرة" بيان شد، به عدالت بر‌مي‌گردد؛ يعني آمر به معروف بايد خود مُؤتَمِر بدان بوده، ناهي و زاجر از منکر بايد خود منتهي و منزجر از آن باشد؛ يعني آنچه ديگران را بدان امر مي‌کند، قبلا‌ً خود عمل کرده باشد و آنچه ديگران را از آن منزجر و نهي مي‌کند، خود قبلا‌ً منزجر شده باشد. بنابراين، عدالت به عنوان سرّ امر به معروف و نهي از منکر در آمر و ناهي شرط شده است.


5ـ وادي "نَمِرة" که در حديث شبلي از آن به عنوان "نَمِرات" نيز ياد شده نام منطقه‌اي وسيع در سرزمين عرفات است که تقريباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. امام سجاد‌ عليه السلام فرمود: هنگام ورود به اين منطقه بايد آگاه باشيد که اين سرزمين، سرزمين شهادت، معرفت و عرفان است. يعني همان گونه که خدا و ملائکه شاهدند، اين سرزمين وسيع نيز شاهد اعمال زائران خانه‌‌ خداست و کاملا‌ً آگاه است که حاجي با چه نيّتي آمده و با چه انگيزه‌اي بر‌مي‌گردد و به آن شهادت مي‌دهد.


 


پي‎نوشت‎ها:  


1 ـ کافي، ج 4، ص 224.

2 ـ سوره‌‌ بقره/‌ 125.


3 ـ ر.‌ک: (حديث شبلي).


4 ـ مفاتيح الجنان، دعاي کميل.


5 ـ وسائل الشيعه، ج 10، ص 28.


6 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 261.


7 ـ سوره‌‌ طه، آيه‌‌ 7.


8 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 259. متن کامل اين حديث در صفحات 441 ـ 443 خواهد آمد.


9 ـ بحارالانوار، ج 74، ص 402.


10 ـ مفاتيح الجنان، دعاي کميل.


11 ـ سوره‌‌ همزه، آيات 6 ـ 7.


12 ـ "جبل الرحمة"، جداي از کوه‎هاي اطراف خود، در سرزمين عرفات واقع است. رسول‌ اکرم ‌صلي الله عليه و آله و سلم بر تخته ‌سنگي از اين کوه ايستاد و خطبه‌‌ معروف عرفات را ايراد فرمود. همچنين سالار شهيدان امام حسين ‌عليه‌السلام دعاي بلند روز عرفه را در دامنه‌‌ اين کوه خواندند. بر قلّه جبل‌الرحمة، قبه‌اي به نام حضرت آدم‌(عليه‌السلام) قرار دارد که نماز‌گزاردن در آنجا مکروه است.


13ـ بايد توجه داشت آنچه در متن درباره‌‌ صعود بر "جبل‌الرحمة" بيان شده ناظر به حديث ‌شبلي است وگرنه بنابر مشهور بين فقها، در روز عرفه بالا رفتن از اين کوه مکروه است. در حديث است که از امام کاظم‌ عليه‌السلام سؤال شد: آيا وقوف بر جبل‌الرحمة در نظر شما محبوب‎تر است يا وقوف در دامنه و زمين‎هاي پايين کوه؟ آن حضرت فرمودند: ‌وقوف در دامنه. (وسائل‌الشيعه، ج‌10، ص‌11) امام صادق عليه‌السلام فرمود: همه‌ سرزمين عرفات، محل وقوف است، ليکن بهترين مکان براي وقوف، پايين کوه است: "عرفات کلّها موقف و أفضل الموقف سفح الجبل."(کافي، ج‌4، ص‌463) همچنين در روايت ديگري فرمود: هر چه به جبل‌الرحمه نزديکتر باشد بهتر است: "عرفات کلها موقف وما قرب من الجبل فهو أفضل." (وسائل‌الشيعه، ج‌10، ص‌19)


14 ـ مفاتيح‌الجنان، اعمال روز عرفه.


15 ـ سوره‌‌ کهف، آيه‌‌ 44.


16 ـ سوره‌‌ اعراف، آيه‌‌ 156.


17 ـ سوره‌ انعام، آيه‌‌ 54.


18 ـ سوره‌ اعراف، آيه‌‌ 156.


 


منبع:


کتاب صهباي حج، آية الله جوادي آملي، ص 415 .

¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران


!   ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ