u محبت اهل بيت،نعمت ولايت ،عزت و شهادت

آنکه در دانشش اختلاف و دوگانگينباشد . [امام باقر عليه السلام ـ در بيان معناي راسخان در دانش ـ]

چهارشنبه 30 مرداد 1387

:: RSS 

:: Atom 

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 2177

:: بازديدهاي امروز :5

:: بازديدهاي ديروز :2

vدرباره خودم

محبت اهل بيت،نعمت ولايت ،عزت و شهادت

محب اهل بيت[65]
عشقم اهل بيت است و بس امانسبت به جامعه خودم هم بي تفاوت نيستم وبراي پيروي از ولايت و تداوم راه شهدا از هيچ کاري دريغ نمي کنم خوشحالم که نوکري اهل بيت را مي کنم وخوشحالم که در خط شهدا قرار دارم يعني پيرو امام و رهبر

vپيوندهاي روزانه


vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

v لينک وبلاگ دوستان

يعسوب
نحل
ماهنامه فرهنگی طلوع
عطر ياس
ستاد راهيان نور
دل نوشته يک بسيجي
کانون فرهنگي محبان المهدي

v لوگوي وبلاگ دوستان





vمطالب قبلي

ویژه شهادت امام محمد باقر-علیه السلام [7]
ویژه نامه عرفه 86 [6]
ویژه ولادت مسیح 86 [5]
ویژه ولادت امام هادی-علیه السلام 86 [5]
ویژه عید سعید غدیر خم 86 [5]
ويژه ايام محرم [5]
اهل بيت [12]
ويژه شهادت پيامبراعظم امام حسن وامام رضا عليهم السلام [5]
ويژه انتخابات مجلس هشتم [4]

vوضعيت من در ياهو

يــــاهـو

vآهنگ وبلاگ

   1   2      >
   [آرشيو شده ها]

!   + سومين همايش بانوي صبر

شنبه 21/2/1387 ::  ساعت 7:4 صبح

سومين همايش بانوي صبر
به مناسبت ولادت با سعادت حضرت زينب کبري(سلام ا...) سومين همايش بانوي صبر در اصفهان برگزار مي شود
با موضوعات: اسوه صبر(حضرت زينب)، نقش زنان در جامعه امروزي، امربمعروف ونهي از منکر، عفاف،پوشش وحجاب برتر
سخنرانان همايش:
حجت الاسلام صادق زاده-مسئول معاونت فرهنگي ستاد احيا امربمعروف ونهي از منکر استان اصفهان
سرکار خانم عبدالهي- از اساتيد حوزه ودانشگاه

ومداحي:
حاج محمد يزدخواستي
زمان: شنبه 21 ارديبهشت 1387 -ساعت 4 بعد از ظهر
مکان: اصفهان- بزرگراه پروين- جنب شهرداري منطقه 10- تالار فانوس کيش
کانون فرهنگي محبان المهدي(عجل ا...)- حوزه هاي مقاومت بسيج 11 خواهران و11 برادران


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + شب ولايت عشقه

يکشنبه 26/12/1386 ::  ساعت 10:18 عصر

شب ولايت عشقه
سلام امشب شب ولايت عشقه شب نهم ماه ربيع وتاج گذاري حضرت بقية الله اعظم است چه خوبخ امشب وفردا واين چند روزه در مورد چند تا نکته تفکر کنيم
نکته اول: بنا به روايت امشب وارد 1170سال امامت حضرت حجت مي شويم! امامت 11 امام قبل از حضرت جمعا 249 سال بوده است
نکته دوم: فردا روزي است که نفرين حضرت زهرا سلام الله عليها مستجاب شد! نفرين ولعن شايسته است يا اعمالي تقريبا خلاف شرع
نکته سوم: هفته وحدت دارد آغاز مي شود ! وظيفه ما چيست؟
يه پيشنهاد دارم جهت تبريک وتهنيت خدمت امام زمان وجهت دعا در تعجيل فرج حضرت اين دعاها را بخوانيم دعاي عهد-زيارت آل ياسين- دعاي فرج- وزيارت عاشورا- حديث شريف کسا ودعاي صنمي قريش و از فحش دادن واعمال زشت وناپسند دوري کنيم . برادرم وخواهرم شايسته يک مسلمان وشيعه ومحب اهل بيت نيست که حرفهاي رکيک وزشت وناپسند بزند رقصي که در اسلام حرام است را انجام دهد وبگويد جهت شادي دل حضرت زهرا اين کارها را مي کنم  .
يادمان که نرفته امام صادق فرمودند زينت ما باشيد از اهل بيت تبعيت کنيم وپايمان را فراتر از دين نگذاريم ثوابي که براي خواندن زيارت عاشورا ولعن هاي آن به مومن عطا مي شود بسيار عظيم وارزشمند است پس چرا اشتباه عمل مي کنيم ياد بگيريم پيرو ولايت باشيم مگر اسم خودمون را ولايتي نگذاشتيم پس چرا از حرف ولايت سرپيچي مي کنيم باور کنيد با برپايي اين جلسات دل اهل بيت شاد نمي شه بلکه موجب ناراحتي حضرت نيز مي شود لعن ثواب دارد نه فحش لعن مورد پسند خدا واهل بيت است نه فحش رقص شايسته جلسه حضرت زهرا نيست ان شاء الله که خداوند روز بروز در کسب معرفت شناخت اهل بيت ياريمان کند وروز بروز محبت اهل بيت وبغض دشمنان اهل بيت را در دلمان افزون نمايد حالا همه با هم زمزمه کنيم اللهم الن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علي ذلک ...اللهم العنهم جميعا  التماس دعا به فکر امام زمانمان هم باشيم انشاء الله به زودي زود بيايد


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + ولايت اهل بيت

چهارشنبه 1/12/1386 ::  ساعت 7:23 صبح

ولايت اهل بيت


يه مطلب خيلي قشنگ از سخنراني حجت الاسلام حاج آقا معمار منتظرين دوشنبه 29/11/86:
اولا تعريف ولايت: محبت همراه با اطاعت امر ولايت است.
محبت اهل بيت دين خداست و ولايت اهل بيت کمال دين خداست..... فرق شيعه با سني در اين است که سني اهل عبادت است شيعه اهل اطاعت امام صادق(عليه السلام) در حديثي مي فرمايند: هر که ما را دوست بدارد وامر ما را اطاعت کند او ولايت ما را قبول کرده است امام باقر (عليه السلام) فرمودند کسي که معصيت خدا مي کند معرفت خدا را نشناخته واگر کسي معرفت خدا را بشناسد عبد خدا مي شود . ابوحمزه از امام باقر سوال کرد : يابن رسول الله منظور از معرفت خدا چيست؟ حضرت فرمودند: منظور تصديق خداوند مهربان است وتصديق پيامبر اکرم وکسي پيامبر را تصديق کرده که ولايت اميرالمومنين علي ابن ابيطالب (عليه السلام) و ائمه معصومين را تصديق کرده وبيزاري از دشمنان اهل بيت نموده.... در پايان حضرت فرمودند: اينگونه است عرفان خدا


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + کنگره ستارگان خيبر

سه‏شنبه 30/11/1386 ::  ساعت 7:26 صبح

کنگره ستارگان خيبر


دومين کنگره ستارگان خيبر با هدف تجليل و پاسداشت مقام و منزلت بيش از 4 هزار و 700 شهيد عمليات خيبر جمعه سوم اسفند از ساعت 19 همزمان با بيست و چهارمين سالگرد اين عمليات عاشورايي در سالن سازمان حج و زيارت از سوي کانون جوانان خيبري برگزار مي شود.

اين مراسم با تفاوت هاي خاص اجرايي و با حضور فرماندهان ارشد عمليات از جمله سردار سرلشگر دکتر سيدرحيم صفوي، سردار فتح الله جعفري و تني چند از ديگر فرماندهان و همچنين با حضور و نقل خاطره مادران و همسران سرداران شهيد خيبر از جمله مادر سردار شهيد زين الدين، همسر سردار شهيد برونسي، خانواده سردار شهيد محمود کاوه و سردار شهيد يونس زنگي آبادي برگزار مي شود


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + سلام ناب

جمعه 26/11/1386 ::  ساعت 11:50 عصر

يه سلام ناب خدمت همه


ببخشيد يک ماهي بود دستم به نمايشگاه بند بود مطلب ننوشتم اما ان شاء الله از امروز دوباره به روزم يا علي مدد.


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + به رنگ سرخ شهادت

چهارشنبه 3/11/1386 ::  ساعت 7:36 صبح

سلام به ياري خدا منتظرتان هستيم تا در نمايشگاه شهدا ميزبان شما باشيم


نمايشگاه


به رنگ سرخ شهادت


شامل: عکس و آثاري از شهدا و تفحص ، کربلا و ابي عبدالله و عرضه محصولات فرهنگي


زمان: از دوشنبه 1/11/1386 لغايت دوشنبه 15/ 11/86


ساعت بازديد: هر روز از ساعت 4 بعد از ظهر الي7:30 شب


و جمعه ها 9 الي 11 صبح  و 4بعد از ظهر الي 7 شب


مکان: اصفهان-بزرگراه پروين- خيابان معراج- خيابان شهيد اول - مسجد حضرت ابوالفضل( عليه السلام)


کانون فرهنگي محبان المهدي- پايگاه بسيج حضرت ابوالفضل/برادران-


پايگاه بسيج امام حسين/خواهران


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + بهار استقبال

پنجشنبه 13/10/1386 ::  ساعت 7:39 صبح

سلام، دلم نيومد پس از ديدن تصاوير ديروز اين مطلب را ننويسم. ديروز واقعا يزد بهاري شده بود وقتي شوق واشتياق مردم را براي ديدار مقام عظماي ولايت ميديدم ياد چند سال پيش که آقا به اصفهان تشريف آوردند افتادم. واقعا روز به ياد موندني بود من که هنوز يه لحظه از اون روز را هم فراموش نکردم. آدم وقتي اين استقبال را که آميخته با ابراز محبت، اشک شوق ونجواهاي محبت است را ميبينه، بيدار ميشه وميفهمه که چرا انقدر دشمنان از ايران وانقلاب اسلامي ورهبر ودولت ما مي ترسند وحساب ميبرند به قول يکي از بچه ها مي گفت به نظرم ديروز تمام خونه هاي يزد خاليشده بود تمام مدارس وادارات ومغازه ها وکارخانه ها تعطيل بودند وهمه يکپارچه اومده بودند استقبال بايد به مردم يزد گفت تبارک الله دست علي يارتون باشه، دعاي امام زمان بدرقه راهتون باشه سايه رهبر برسرتون مستدام باشه.

¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + خاطرات سفر به سرزمين لاله ها (خاطره؟..جاودان)

دوشنبه 3/10/1386 ::  ساعت 9:33 صبح

خاطره؟....خاطره!!... جاودان


و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء و لکن لا تشعرون (بقره/154)


چرا خاطره؟ خاطره چيست؟ خاطره يعني فاطميون- خاطره يعني گلستان شهدا- خاطره يعني دوکوهه. کوه که نيست شجاعت است، کوهي که مظهر وقار است. دوکوهه اي که بارفتن به آنجا به ما ايثار واز خودگذشتگي را نشان داد.




به خصوص شب به يادماندني اش شبي که همه براي عمليات به سوي محل تخريب رفتيم ودر تمام مسير راهي که من مي رفتم قرآن وصلوات ذکر زبانم بود وقتي به قبرهاي خالي رسيديم که در نيمه شبي نه چندان دور بسيجيان ورزمندگان گردان تخريب براي خود حفر نموده بودند تا در آنها بيارامند وبا خداي خويش نجوا کنند ومن با ديدن قبري که يکي از برادران داخل آن آرميده بود تعجب کردم خيلي ها از قبرها ترسيده بودند واز اينکه بروند وداخل قبرها بنشينند وحشت وجودشان را فرا گرفته بود(قبرها همانگونه که در تصوير مشخص است عمق چنداني ندارد و وحشت افراد ناشي از بازتاب اعمال ناپسند و خوف از خداوند و اينکه منزل آخر اين دنيا کجاست؟ بود)




بعد همه نشستند و پس از توضيحات يکي از برادران در خصوص محل وقبرها، مداحي آغاز شد من نيز در مکاني نشسته بودم وبا سنگها مشغول بودم که بطر اتفاقي سنگي را برداشتم وآن را در دست گرفتم احساس کردم سنگ در دست من مي درخشد تعجب کردم. چند بار چشمانم را بسته وباز نمودم وگمان مي کردم اشتباه ميبينم ولي نه اشتباه نبود سنگ در دست من مي درخشيد ومن خوشحال شدم وآن سنگ را به همراه خود آوردم بعد از بازگشتن از آنجا وقتي که وارد خوابگاه شديم هر چه خواستم سنگ را از داخل جيبم در بياورم نتوانستم وبه خودم اجازه اين کار را ندادم و چون نمي دانم باز اگر آن سنگ را در دستانم بگيرم درخشش آن شب را دارد يا نه؟ هنوز داخل جيب پالتوام قرار دارد


خاطره زيارت شهيدي که در شرهاني بود براي من خاطره خوب و بيادماندني بود به خصوص وقتي که چفيه ام را به قطعات باقيمانده از پيکر مبارک او که در کفني همچون کودکي در قنداق آرام خفته بود متبرک کردم . حال چفيه ام بوي شهيد را مي دهد بوي فداکاريش، بوي ايثارش، بوي شهادتش، بوي غربتش، بوي مظلوميتش....



وخاطره اي ديگر جانبازي که به اتوبوس ما آمد و براي ما شعري دربرگيرنده زبانحال جانبازان شيميايي از زبان جانباز با اشکهاي روان از ديدگانش خواند و بعد خاطره ي جانبازيش را براي ما بازگو کرد جانبازي که يک دست وريه و دستگاه تنفسي خود را در راه حفظ ارزشهاي اسلامي فدا کرده بود و فاصله اش با شهدا نفسي بيش نبود. به هر حال تمام اين سفر براي من خاطره بود واين را مي دانم که اگر شهدا مرا دعوت کنند من حتما دوباره مي آيم و باز با فاطميون همسفر مي شوم. ان شاء الله.
خاطره از خانم ف.کوهستاني- اردوي فاطميون/ عرفه 86


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + خاطرات سفر به سرزمين لاله ها (دشتي پر از آلاله)

دوشنبه 3/10/1386 ::  ساعت 9:25 صبح

دشتي پر از آلاله


اکنون که قدم به خاک مقدس جبهه هاي هشت سال دفاع مقدس گذاشتم نمي دانم چگونه بايد باشم؟ مني که يک عمر آرزوي رفتن به جبهه ها وديدن اين سرزمين مقدس را داشتم آيا بايد شاد باشم يا غمگين شاد از توفيقي که نصيبم شده وغمگين در غم از دست دادن مردان مردي که وجودشان برکت بود مرداني که با سن کم آنقدر ارزشمند بودند که نبودشان براي مملکت وخانواده هايشان فقدان بزرگي بود وقتي براي اولين بار به پادگان دوکوهه رسيديم وفرمانده گروهانمان گفت که رزمندگان با حضور در اين پادگان به مناطق جنگي اعزام مي شدند با تمام وجود غبطه خوردم که اي کاش من جاي اين خاک دوکوهه بودم وبر قدوم مبارک شهدا ورزمندگان بوسه مي زدم



ووقتي به فتح المبين رسيديم ودعاي عرفه را شروع به خواندن نمودند نمي دانم چه نيرويي من وخواهرم را از جمع جدا کرده وبه يک گوشه اي از دشت فتح المبين رساند وجداگانه در آن گوشه دشت شروع به خواندن دعا کرديم.

 چگونه برايتان بگويم که چه حالتي داشتيم وزبانم قاصر است در اواخر دعا متوجه شدم کس ديگري در کنار ما هست ودر دعا خواندن ما را همراهي مي کند ولي هيچ کس را نمي ديدم اول فکر کردم فقط خودم اينگونه حس کرده ام بعد از دعا که موضوع را براي خواهرم گفتم ، او نيز پاسخ داد:( من هم همين حس را داشتم وباور کن تا الآن چنين دعايي با اين حالت نخوانده بودم خيلي عالي بود.) يعني ايشان چه کسي بود که با ما دعا مي خواند وچطور شد که ما از آن گوشه دشت سردرآورديم و آيا کسي که همراه ما دعا را زمزمه مي کرد شهيد گمنامي بود که در آن دشت آرميده؟ نمي دانم




 پس از دعا غروب شد وما مهياي نماز شديم ونماز مغرب وعشا را به جماعت خوانديم در بين دو نماز صحبتها وبيان خاطرات فرمانده قرارگاه فتح المبين معنويت خاصي به جمعيت داد هرگز خاطرات اين سفر را فراموش نمي کنم.
بيان خاطره از يک خواهر شرکت کننده در اردوي فاطميون /عرفه 86
 


 


¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

!   + بازگشتم ودل جامانده

يکشنبه 2/10/1386 ::  ساعت 8:34 صبح

سلام سلامي از مسافري برگشته از سرزمين لاله ها وشقايق ها . وسلامي به پهناي دشت خون فتح المبين سلامي به سرخي خاک تپه شرهاني سلامي به عطر خوش شهيد تفحص شده در معراج شهداي شرهاني سلامي به عظمت پادگان دوکوهه وصداي رزمندگان . سلامي به غريبي حسينيه گردان تخريب وبه تنگي شبه قبرهاي گردان تخريب سفرم به پايان رسيد بازگشتم اما پس از گذشت 2 روز دلم هنوز باز نگشته است مي خواستم از خاطرات زيباي اين سفر بنويسم اما بدون دل نمي شود .به زبان تصوير عکسهايي از فتح المبين ،شرهاني و صورت قبر گردان تخريب در بخش شناسنامه در آلبوم تصاوير قرار داده ام پس از ديدن عکسها شادي روح شهداي والا مقام صلوات

¤نويسنده: محب اهل بيت

?  نوشته هاي ديگران

   1   2      >
   [آرشيو شده ها]

!   ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ